ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
82
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
و دويد . دوباره روى او را به طرف مكه بر گرداندند و او باز به زمين افتاد . در اين هنگام خداوند پرندگانى را كه ابابيل خوانده مىشدند و مانند پرستو بودند از سوى دريا فرستاد . هر پرندهاى سه سنگريزه ، يكى در منقار و دو ديگر را در دو چنگال خود ، داشت . اين سنگريزهها را كه مانند نخود و عدس بودند بر روى لشكريان ابرهه پرتاب كردند . در لشكر او هيچ كس نبود كه اين سنگريزه به وى بخورد و كشته نشود . ولى همهء لشكريان ابرهه مورد اصابت سنگريزهها قرار نگرفتند و خداوند سيلى فرستاد كه همه را به دريا ريخت و كسانى كه جان بدر برده بودند با ابرهه بيرون آمدند و گريزان ، راهى را كه آمده بودند در پيش گرفتند و در پى نفيل بن حبيب مىگشتند تا ايشان را در راهى كه به يمن مىپيوست رهنمائى كند . نفيل ، هنگامى كه ديد خدا ايشان را به چه مصيبتى گرفتار ساخته ، گفت : اين المفر و الإله الطالب * و الاشرم المغلوب غير الغالب ( ابرههء اشرم از چنگ خداوند به كجا مىتواند بگريزد . او ديگر شكست خورده و پيروز نيست . ) همچنين گفت : الا حييت عنا يا ردينا * نعمناكم مع الاصباح عينا اتانا قابس منكم عشاء * فلم يقدر لقابسكم لدينا ردينة لو رأيت و لم تريه * لدى جنب المحصب ما رأينا اذا لعذرتنى و حمدت رأيى * و لم تأسى لما قد فات بينا